سيد مرتضى حسيني فيروزآبادي ( مترجم : ساعدي )
88
فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي )
مؤلف گويد : « امام احمد » هم اين روايت را در [ مسند 1 / 128 و 152 ] روايت كرده است و « ابو داود طيالسى » در [ مسند 1 / 18 ] ، « بيهقى » هم در [ سنن 8 / 111 ] و « طحاوى » در [ مشكل الآثار 3 / 58 ] نقل كرده است و در آن آمده است : يك چهارم ديه به اولى داده مىشود كه سه تن از بالاى او به گودال افتاده و هلاك شدهاند ، يك سوم ديه را به كسى مىدهند كه پس از اولى روى او افتاده و دومين كسى است كه هلاك شده است ، و نصف ديه را به سومى مىدهند كه يكى به آخر مانده است و ديه كامل را هم به چهارمى مىپردازند . آنگاه مختصرى از معناى حديث را در « مشكل الآثار » آورده است . « محب طبرى » هم در [ الرياض النضرة 2 / 199 ] روايت كرده است و مىگويد : « امام احمد » اين قضاوت را در « المناقب » ذكر كرده است . [ استيعاب ابن عبد البرّ 2 / 462 ] به سند خود ، از « زر بن حبيش » روايت مىكند كه دو نفر مرد در محلى قرار گرفتند و خواستند غذا بخورند كه يكى از آنها پنج گرده نان داشت و ديگرى سه گرده نان . به محض اينكه سفرهء غذا گستردند و مشغول به تناول شدند . مردى از كنار آنها گذشت و بر آنها سلام كرد . پاسخ او را داده و از او خواستند كه بنشيند و با آنها هم غذا شود . او هم دعوت آنها را پذيرفت . و هر سه تن از آن هشت گرده نان تناول كردند . آن دعوت شده پس از صرف غذا و در هنگام خداحافظى ، هشت درهم به آنها داد و گفت : اين مبلغ را در برابر غذائى كه از شما خوردم از من بگيريد . هنگامى كه آن مرد رفت ، در تقسيم آن مبلغ نزاعى بين آن دو تن به وقوع پيوست . آنكه پنج گرده نان داشت گفت : پنج درهم از آن مبلغ به من مىرسد ، و سه درهم ديگر از آن توست . آن كسى كه سه گرده نان داشت گفت : من به اين تقسيم راضى نمىباشم ، بلكه بايد درهمها را به دو قسمت كرد ؛ نيمى از تو ، و نيمى از آن من . براى رفع نزاع بحضور امير المؤمنين على بن ابيطالب عليه السّلام شرفياب شدند و جريان را به عرض مبارك تقديم داشتند . حضرت